راه اندازی کسب و کار خانگی و راههای موفقیت و متمرکز شدن در آن

آموزش کارآفرینی و ۱۰ کتاب شگفتانگیز که باید قبل از شروع کسبوکار خود بخوانید
آموزش کارآفرینی افراد را کارآفرین نمیکند اما به تغییر نگرش آنان کمک زیادی میکند. افراد، کارآفرین به دنیا نمیآیند بلکه با انجام اقدامات کوچک و پشتکار در طول مسیرشان، تبدیل به کارآفرین میشوند. زندگینامه کارآفرینان ایرانی را اگر بخوانید، متوجه میشویم که گامهای کوچک متوالی بوده است که آنها را تبدیل به کارآفرینان موفق در عرصه صنایع ایران نموده است. بسیاری از کارآفرینان بزرگ ایرانی همچون عباس برزگر (گردشگری)، شاهرخ ظهیری (صنایع مهرام)، سعید و حمید محمدی (دیجی کالا) و … کار خود را با مقیاس کوچک و با بهرهگیری از نکات کوچک آموختهاند. البته در هر شرایط و محیطی، نکات و دروس خاصی برای کارآفرینی نیاز است، ایران مدیر در این مقاله به نکات طلایی و قابل عمل برای افرادی که بهتازگی قدم در وادی کارآفرینی گذاشتهاند، اشاره میکند. ایجاد یک کسبوکار موفق و پررونق آسان نیست. اگر چنین بود، همه آن را انجام میدادند. بر اساس اطلاعات ارائهشده توسط مدرسه بازرگانی هاروارد:
اریک ریز، به خوانندگان چگونگی توسعه سریع تجارت و محصولات را آموزش میدهد. این یک کتاب عالی برای خواندن آنهم در زمانهایی است که احساس میکنید مسائل خیلی آهسته پیش میروند و یا خیلی طول میکشند. این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمهشده است.
استیو بلانک خوانندگان را با اطلاعات عملی در مورد اینکه چرا برخی از استارتآپها موفق میشوند و برخی شکست میخورند، آشنا میکند. این کتاب از یک وجه شبیه کتاب اول است؛ اینکه هر دو بر موضوعاتی مانند فرضیه تکرار تست تمرکز میکنند.
جیسون فرید به صاحبان کسبوکار کمک میکند تا آنچه را که در مورد موفقیت کسبوکار مهم است، بدانند. او همچنین توصیههای عالی در مورد چگونگی افزایش بهرهوری و نحوه ساخت تیمهای قوی ارائه میدهد. این کتاب در ایران با عنوان بازنگری و دوباره فکر کن به چاپ رسیده است.
نویسنده کتاب، گری وینچوک، از سبک بدون B.S. خود برای نوشتن استفاده میکند که برای آموزش صاحبان کسبوکار شناختهشده است و چگونگی ارتباط با مشتریان و رقابت را میآموزد.
سث گودین به خوانندگان چگونگی توسعه محصولات و خدماتی را آموزش میدهد که درواقع ارزش بازاریابی دارند. همچنین به شما آموزش میدهد که چگونه از رقابت جدا شوید. در این کتاب نویسنده به شما میآموزاند تا محصولاتتان را همچون یک گاو بنفش در میان سایر گاوها متمایز سازید. این کتاب با همین عنوان به فارسی ترجمه و چاپ شده است.
کارآفرین سریالی، ریچارد برانسون، به خوانندگان اجازه میدهد تا از فلسفهای که برای ساختن شرکتها و محصولات موفق ایجاد کرده است، استفاده کنند.
جسیکا لیوینگستون توضیح میدهد که چگونه برخی از مدیران موفق و بنیانگذاران، کسبوکارهایی را ایجاد میکنند که همه ما امروز آنها را میشناسیم و دوستشان داریم.
مدیرعامل TOMs شرکت تامز، بلیک میکوزکی، به کارفرمایان مشتاق کمک میکند تا اهمیت ایجاد تغییر در جهان را در هنگام ایجاد کسبوکار و محصولات خود درک کنند. این کتاب دستورالعمل جامعی برای کارآفرینان تازه کار فراهم میآورد.
بن هاروویتز نکات اساسی برای ساخت و راهاندازی شرکتهای نوپا ارائه میدهد. او به خوانندگان تعلیم میدهد که چگونه با مشکلات بزرگ که بیشتر صاحبان کسبوکار در یکزمان و یا زمانهای دیگر با آنها درگیر میشوند، مقابله کنند. این کتاب آموزش کارآفرینی به زبان فارسی ترجمه و به چاپ رسیده است.
- ۲۵ درصد از استارتآپها در سال اول شکست خواهند خورد
- از کسانی که باقیماندهاند، ۳۶ درصد در سال دوم شکست خواهند خورد
- از کسانی که باقیماندهاند، ۴۴ درصد در سال سوم شکست خواهند خورد
۱- ریسک کنید
کارآفرینی دنیایی است که بدون ریسک وجود ندارد. منظور از ریسک، ریسک حسابشده و منطقی است اما شاید برای برخی از شخصیتهای محتاط و محافظهکار، چنین ریسکهای منطقی، بیشازحد باشند.۲- بازاریابی ایمیلی را بیاموزید
بازاریابی ایمیلی یا ایمیل مارکتینگ به شما قدرت مانور بسیاری در دسترسی به مخاطبان بهصورت هدفمند میدهد. نکته بسیار مهم آن است که باید این کار را اصولی و با برنامه پیش برید. بازاریابی ایمیلی ضعیف، تمام تلاشهای شمارا به پوشه اسپم مخاطبانتان منتقل میکند.۳- دفتری برای یادداشت ایدههایتان داشته باشید
ایدهها به همان سرعت که به ذهنتان خطور میکنند، به همان سرعت هم از خاطرتان میروند. دفتری را مخصوص ثبت ایدههایتان کنار بگذارید و هر زمان که ایدهای به ذهنتان خطور کرد آن را یادداشت کنید.۴- شبکهسازی کنید
افرادی که به دور شما قرار دارند و ارتباطاتتان، داراییهای شما محسوب هستند. سعی کنید بر روی شبکهسازی تمرکز نمایید و ساعاتی از وقت و زمان خود را به این کار اختصاص دهید. به یاد داشته باشید که درآمد شما، میانگین درآمد ۵ نفر از دوستانی است که بیشتر با آنها برخورد دارید. به دنبال جذب همه نباشید، بلکه افرادی را در شبکه ارتباطی خود جذب کنید که میتوانند به ما کمک کنند و شما هم میتوانید قدمی مثبت برای آنها بردارید. شبکههای اجتماعی و بهخصوص لینکدین میتواند به شما کمک بسیاری کند.۵- لازم نیست به حرف همه گوش دهید
همانطور که در مقاله مهارت تفکر نقادانه بیان شد، درباره صحت حرفهای دیگران شک کنید و جز آبی بودن رنگ آسمان و گرد بودن کره زمین، همهچیز را زیر سؤال ببرید.۶- بر روی برند شخصی خود کارکنید
سعی کنید همانگونه که بر روی برند محصولات و خدمات خود کار میکنید، بر روی برندینگ شخصی خود نیز کارکنید و برای رشد و پرورش آن برنامهریزی کنید. برند سازی شخصی یکشبه اتفاق نمیافتد، پس از همینالان دستبهکار شوید. سعی کنید بر روی اصول و ویژگیهایی که دوست دارید مردم شما را بدان خاطر بشناسند و به یادآورند، مانور دهید.۷- یادگیری را متوقف نکنید
کارآفرینی یعنی آموختن و حرکت به سمت جلو. بهعنوان یک کارآفرین هرروز باید مطلب تازهای بیاموزید. سعی کنید یک یا دو وبسایت درزمینه آموزش کارآفرینی و مهارتهای رهبری و کارآفرینانه را شناسایی و بهجای چرخیدن در فضای مجاری، از آنها بهره ببرید.۸- یک کار نیمهوقت پیدا کنید
اگر هنوز از استارت آپ خود به درآمدی منظم نرسیدهاید به دنبال یک کار نیمهوقت باشید تا فشارهای مالیتان کم شود زیرا این فشارها میتواند منجر به کاهش عملکرد ذهن شود. باید در عرصه کسبوکارتان قوی باشید شما نباید نگران اجاره ماهانه شرکتتان باشید بلکه باید از یک کار نیمهوقت کسب درآمد کنید و در محل کار جدیدتان به دنبال مشتریان بالقوه خود باشید.۹- از تحقیقات بازاریابی استفاده کنید
اطلاعات چشم و گوش شما برای تصمیمگیری و ارتباط با محیط محسوب میشود. بدون وجود اطلاعات موثق و مرتبط که از تحقیق بازار بهدست میآیند، عملاً تصمیمگیری بر مبنای پیشفرضهای ذهنی و تأثیر نظرات اطرافیان خواهد بود. در چنین شرایطی نیازها و خواستههای مشتریانتان مغفول باقی میماند و شما درحالیکه در خواب خرگوشی به سر میبرید، ورشکست خواهید شد. همانطور که در مورد شماره ۷ بیان شد؛ اگر میخواهید کسبوکار یا ایده جدید خود را به سطح بعدی ببرید، باید یاد بگیرید و یادگیری به یک عادت روزانه برای شما تبدیل شود. بهترین روش برای یادگیری کتاب خواندن است. کتب بسیار خوبی در سطح جهانی برای کارآفرینان نوشتهشده است که بسیاری از آنها به فارسی ترجمهشده است. اگر هم زبان انگلیسی شما در حد متوسط و بالاتر است، پس میتوانید بهراحتی این کتب را با زباناصلی آن بخوانید. در اینجا ۱۰ مورد از کتب بسیار محبوب درزمینهٔ کارآفرینی معرفی میگردند. کتبی که هر کارآفرین تازه کاری باید بخواند.۱- آموزش کارآفرینی با کتاب: نوپای ناب «The Lean Startup » نوشته اریک ریز
اریک ریز، به خوانندگان چگونگی توسعه سریع تجارت و محصولات را آموزش میدهد. این یک کتاب عالی برای خواندن آنهم در زمانهایی است که احساس میکنید مسائل خیلی آهسته پیش میروند و یا خیلی طول میکشند. این کتاب به زبان فارسی نیز ترجمهشده است.
۲- آموزش کارآفرینی با کتاب: چهار مرحله به سمت ظهور و تجلی «The Four Steps To The Epiphany» نوشته استیو بلنک
استیو بلانک خوانندگان را با اطلاعات عملی در مورد اینکه چرا برخی از استارتآپها موفق میشوند و برخی شکست میخورند، آشنا میکند. این کتاب از یک وجه شبیه کتاب اول است؛ اینکه هر دو بر موضوعاتی مانند فرضیه تکرار تست تمرکز میکنند.
۳- آموزش کارآفرینی با کتاب: کارآفرینی با نام: تجدیدنظر «Rework» توسط جیسون فرید
جیسون فرید به صاحبان کسبوکار کمک میکند تا آنچه را که در مورد موفقیت کسبوکار مهم است، بدانند. او همچنین توصیههای عالی در مورد چگونگی افزایش بهرهوری و نحوه ساخت تیمهای قوی ارائه میدهد. این کتاب در ایران با عنوان بازنگری و دوباره فکر کن به چاپ رسیده است.
۴- تونی هسیه در اثر ارمغان شادی « Delivering Happiness»
تونی هسیه، مدیرعامل شرکت زاپوس، به خوانندگان چگونگی توسعه پشتیبانی فراموشنشدنی برای مشتریان و برنامههای فرهنگی شرکت را میآموزد.
۵- ضربه شدید، ضربه شدید، ضربه شدید، قلاب درست «Jab, Jab, Jab, Right Hook » اثر گری وینچوک
نویسنده کتاب، گری وینچوک، از سبک بدون B.S. خود برای نوشتن استفاده میکند که برای آموزش صاحبان کسبوکار شناختهشده است و چگونگی ارتباط با مشتریان و رقابت را میآموزد.
۶- گاو بنفش «Purple Cow» اثر سث گودین
سث گودین به خوانندگان چگونگی توسعه محصولات و خدماتی را آموزش میدهد که درواقع ارزش بازاریابی دارند. همچنین به شما آموزش میدهد که چگونه از رقابت جدا شوید. در این کتاب نویسنده به شما میآموزاند تا محصولاتتان را همچون یک گاو بنفش در میان سایر گاوها متمایز سازید. این کتاب با همین عنوان به فارسی ترجمه و چاپ شده است.
۷- ریچارد برنسون در اثر از دست دادن بکارت من « Losing My Virginity»
کارآفرین سریالی، ریچارد برانسون، به خوانندگان اجازه میدهد تا از فلسفهای که برای ساختن شرکتها و محصولات موفق ایجاد کرده است، استفاده کنند.
۸- جسیکا لیوینگستون در اثر مؤسسان در محل کار « Founders at Work»
جسیکا لیوینگستون توضیح میدهد که چگونه برخی از مدیران موفق و بنیانگذاران، کسبوکارهایی را ایجاد میکنند که همه ما امروز آنها را میشناسیم و دوستشان داریم.
۹- آموزش کارآفرینی با کتاب: شروع یک کار مهم «Start Something That Matters» اثر بلیک میکوزکی
مدیرعامل TOMs شرکت تامز، بلیک میکوزکی، به کارفرمایان مشتاق کمک میکند تا اهمیت ایجاد تغییر در جهان را در هنگام ایجاد کسبوکار و محصولات خود درک کنند. این کتاب دستورالعمل جامعی برای کارآفرینان تازه کار فراهم میآورد.
۱۰- کتاب سختی کارهای سخت « The Hard Thing About Hard Things» اثر بن هاروویتز
بن هاروویتز نکات اساسی برای ساخت و راهاندازی شرکتهای نوپا ارائه میدهد. او به خوانندگان تعلیم میدهد که چگونه با مشکلات بزرگ که بیشتر صاحبان کسبوکار در یکزمان و یا زمانهای دیگر با آنها درگیر میشوند، مقابله کنند. این کتاب آموزش کارآفرینی به زبان فارسی ترجمه و به چاپ رسیده است.



تعاریف و دیدگاههای مختلفی در مورد استراتژی وجود دارد و هریک از این دیدگاهها منحصربهفرد هستند و مانند هریک از افراد نابینای که قادر به شناخت فیل نبوند و تنها بر یک عضو از بدن آن شناخت پیدا میکردند، در فرآیند تشکیل استراتژی نیز وضع به همینگونه است. از یکسو دیدگاههای مرتبط با استراتژی محدود و معروف هستند و از سوی دیگر هریک از آنها نشاندهنده بصیرت است. ازاینرو مینتزبرگ، آلستراند و لمپل در کتاب جنگل استراتژی ده دیدگاه متمایز را تحت عنوان مکاتب مدیریت استراتژیک برای شناخت استراتژی را معرفی میکنند. در ادامه به بررسی مکاتب مدیریت استراتژیک میپردازیم.
۱٫ مکتب طراحی (Design school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند مفهومی در نظر گرفته میشود. ۲٫ مکتب برنامهریزی (Planning school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند رسمی در نظر گرفته میشود. ۳٫ مکتب موقعیتیابی (Positioning school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند تحلیلی در نظر گرفته میشود. ۴٫ مکتب کارآفرینی (Entrepreneurial school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند تخیلی در نظر گرفته میشود. ۵٫ مکتب شناختی (Cognitive school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند ذهنی و فکری در نظر گرفته میشود. ۶٫ مکتب یادگیری (Learning school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند نوظهور در نظر گرفته میشود. ۷٫ مکتب قدرت (Power school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند مذاکره در نظر گرفته میشود. ۸٫ مکتب فرهنگی (Cultural school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند جمعی در نظر گرفته میشود. ۹٫ مکتب محیطی (Environmental school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند واکنشی در نظر گرفته میشود. ۱۰٫ مکتب ترکیبی (Configuration school) در مکاتب مدیریت استراتژیک : تدوین استراتژی در این مکتب بهعنوان یک فرآیند تحول و دگرگونی در نظر گرفته میشود.
مکاتب مدیریت استراتژیک خود به سه دسته تقسیم میشوند. سه مکتب اول ماهیتاً تجویزی (Prescriptive) هستند؛ یعنی با این موضوع سروکار دارند که استراتژیها باید چگونه تدوین شوند. شش مکتب بعدی جنبههای خاص فرآیند تشکیل استراتژی را در نظر میگیرند و با تجویز رفتار استراتژیک ایدهآل کمتر ارتباط دارند. این شش مکتب در دسته توصیفی (Descriptive) قرار میگیرند و با تشریح چگونگی شکلگیری استراتژی سروکار دارند. آخرین گروه مکاتب تنها شامل یک مکتب است؛ هرچند که میتوان استدلال کرد این مکتب عملاً مکاتب دیگر را با یکدیگر ادغام میکند که آن را مکتب ترکیبی میگویند. این مکتب فرآیند تشکیل استراتژی را بهعنوان یک فرآیند تحول و دگرگونی شرح میدهد و مفهوم تغییر استراتژیک در سازمانها را در بردارد و در دسته مکاتب ترکیبی (configurative) قرار میگیرد. در ادامه به بررسی تفصیلی دسته تجویزی مکاتب مدیریت استراتژیک یعنی مکاتب طراحی، برنامهریزی و موقعیتیابی میپردازیم.
نخستین مکتبی که مینتزبرگ و همکاران وی در مکاتب مدیریت استراتژیک به آن پرداختهاند، مکتب طراحی است. بدون تردید معتبرترین دیدگاه در فرآیند تدوین استراتژی در مکاتب مدیریت استراتژیک ، مکتب طراحی است. این مکتب اساس دورههای کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشتههای مدیریت بازرگانی و مدیریت استراتژیک در دانشگاهها است. مکتب طراحی در بین مکاتب مدیریت استراتژیک در سادهترین شکل خود یک مدل استراتژی سازی را ارائه میدهد. این مدل در تلاش است تا بین تواناییهای داخلی و امکانات خارجی تطابق و تناسب ایجاد کند به گفته کریستنسن، آندروز، باور، هامرش و پورتر (Christensen, Andrews, Bower, Hamermesh, and Porter) بهعنوان مشهورترین طرفداران این مکتب، استراتژی اقتصادی همان تطابق و تناسب بین استعدادها و تواناییها و فرصتهایی است که موقعیت شرکت را در محیط آن تعیین میکند.


به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را میتوان اینگونه بیان کرد: شکست در انتخاب کردن و همهچیز را بهعنوان اولویت در نظر گرفتن. باید در نظر داشته باشیم که استراتژی یعنی انتخاب و همهچیز نمیتواند در جایگاه اولویت برای ما قرار گیرد. افراد و شرکتها منابع محدودی دارند و نمیتوان تمامی گزینههای پیش رو را بهعنوان اولویت برای خود در نظر بگیریم. به قول یکی از اساتیدم در دوران دکتری اولویت یعنی یک انتخاب و زمانی که تعداد انتخابها زیاد شد به این معناست که با اولویت نداریم یا بامعنای لغوی واژه اولویت آشنا نیستیم! یکی از اقداماتی که به شما در دوری جستن از این خطا کمک میکند، تعیین اهداف و ارزشها و سپس مشخص کردن اولویتتان است. در این صورت میتوانید بهصورت بهینه به منابع خود را تخصیص دهید. همیشه به یاد داشته باشید که در بازی شطرنج، زمانی که بازی تازه شروع میشود، هر دو طرف تعداد مهرههای یکسانی دارند نحوه استفاده از این مهرههاست که فرد برنده را مشخص میکند. به یاد داشته باشید که نمیتوان در شطرنج اهداف مختلفی را انتخاب کرد و هر مهره را برای آن هدف به خدمت گرفت.
به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را میتوان اینگونه بیان کرد: حمله به رقابتیترین دیوار شهر یا به عبارتی حمله به قویترین و قدرتمندترین رقیب موجود بهصورت رودررو. بسیاری از افرادی که قصد شروع کسب و کار و راهاندازی آن را دارند، در همان روزهای نخست به فکر رقابت با بزرگترین و نامدارترین رقیبشان میافتند. به همین منوال همانطور که شخصیت داستانی دون کیشوت دچار توهم شده بود، آنها هم دچار توهم میشوند و به دنبال بزرگترین رقیب خود میافتند. مثال بارز این اشتباه را میتوان در کسبوکارهای آنلاینی دید که به دنبال رقابت و شکست دادن رهبر بازاری مقتدر به نام دیجی کالا هستند. هرچند چنین هدفی میتواند انگیزه بسیار زیادی برای شما و همکاران اندکتان! فراهم آورد، اما در عمل پنجه در پنجه بزرگترین رقیب انداختن، هیچ سرانجامی جز شکست ندارد. باید به یاد داشت که جایی که در آن اقدام به رقابت میکنید یک انتخاب است و باید جایی را برای رقابت انتخاب کنید که احتمال بالایی برای برد داشته باشید.
واترلو درواقع به نبرد تاریخی ناپلئون بناپارت جنرال مشهور و مقتدر فرانسوی با قوای متحد بریتانیا و هلند اشاره دارد. نبرد این ارتشها در دشتی به نام واترلو روی داد و به همین دلیل به این نام معروف شده است. به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را میتوان اینگونه بیان کرد: آغاز جنگ بهصورت چندجانبه و با چند رقیب مختلف. در این نبرد ناپلئون بهصورت یکباره به جنگ چند ارتش رفت و نتیجهای جز تبعید و برکناری برایش به همراه نداشت. در دنیای کسبوکار هیچ شرکتی قادر به انجام همه کارها به روشی عالی و برتر نیست، اگر شرکت به دنبال انجام همه کاری به نحو احسن باشد، احتمالاً هیچ کاری را عالی انجام نخواهد داد. اگر فردی به دنبال عالی بودن در چند زمینه باشد، پس بهاحتمالزیاد در هیچیک عالی نخواهد بود.
ترسیم و نوشتن سطوح بالایی از الهام و بیانیه مأموریت که هیچگاه بهصورت عینی و عملی تبدیل نمیشوند و تنها در سطح انتزاع و رویا باقی میمانند. به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را میتوان اینگونه بیان کرد: تعیین اهداف و چشماندازی بسیار متعالی و فرازمینی بهگونهای که این اهداف قابلیت زمینی شدن (اجرایی شدن) نداشته باشند. درواقع این بیانیه مأموریت و الهامات هیچگاه در سطح مکان رقابت، چگونگی انتخاب راهبرد و انتخاب پیروزی، قابلیتهای محوری و سیستمهای مدیریتی بهصورت عینی متبلور نمیگردد. باید توجه داشت که آرزوها و الهامات به معنای استراتژی نیستند. استراتژی پاسخی به سؤالات عینی هست. تمامی کارآفرینان موفق باآنکه اهداف و مأموریتهای بسیار متعالی در ذهن دارند اما در عمل بر روی چیزی کارکردهاند که عینی و ملموس بوده است و قابلیت اجرایی شدن را داشته است
به بیانی بسیار ساده این دام مهلک را میتوان اینگونه بیان کرد: تلاش برای تصرف و دستیابی به تمام گروههای مشتریان، کانالهای توزیع، مناطق جغرافیایی بهصورت یکباره و در یکزمان. به یاد داشته باشید که برای تحقق استراتژی در هرزمانی به بخشهای مشخصی کالا و خدمات ارائه کنید و نگران سایر بخشها نباشید. استفاده از چارچوب STP در زمان هدفگیری بازارهای هدف میتواند بسیار کمککننده باشد.

